كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
78
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
313 - 315 / 920 - 927 حسن بن محمّد ملقب به حجّام 326 / 938 قاسم گنون بن محمّد ( در حجر النصر ، در رديف و شمال غربى مراكش ) 337 / 948 احمد بن قاسم ، ملقب به ابو العيش ( در اصيلا ) 343 - 363 / 954 - 974 حسن بن قاسم ( در حجر النصر ) ، دورهء اوّل حكمرانى 375 / 985 حسن ، دورهء دوّم حكمرانى 375 / 985 الحاق مغرب غربى به امپراتورى فاطميان ادريسيان نخستين سلسلهاى هستند كه اصول عقايد شيعى را ، البته به صورتى بسيار ضعيف ، به مغرب كه در آنجا شديدترين صورت دين اسلام - در منطقهاى كه هنوز عدهء زيادى مشرك و مسيحى بودند - يعنى مذهب تندرو و مساواتطلب خارجى رواج داشت ، بردند . ادريس اوّل از نوادهزادگان حسن بن على بن ابيطالب ( ع ) بود و ازاينرو ، با سلسلهء امامان شيعى پيوند خويشى داشت . وى در قيام علويان در حجاز به طرفدارى از پسر عمويش حسين ، صاحب فخّ ، بر ضد عباسيان در 169 / 786 شركت جست و ناچار به فرار به مصر و سپس به شمال افريقا شد . در آنجا فضل و اعتبار تبار علوى ، وى عدهاى از رؤساى بربرهاى زناتهء شمال مراكش را برآن داشت كه او را به پيشوايى خود برگزينند . در آنجا وى در وليله ، ولوبيليس رومى ، سكنى گزيد ، اما به نظر مىآيد طرح ساختن يك اردوگاه نظامى به نام مدينة فاس را آغاز نهاد كه هستهء شهر بعدى فاس شد . اين شهر به زودى با جذب مهاجران از اسپانياى مسلمان و افريقيه و مغرب شرقى به صورت شهر پرجمعيتى درآمد و پايتخت ادريسيان شد . نقش آن به عنوان شهرى مقدس ، خانهء شرفا ، اعقاب ممتاز نوادههاى گرامى پيامبر حسن و حسين ، از همين زمان آغاز شد . از اين به بعد ، اين شريفان نقش بااهميتى در تاريخ مراكش بازى كردند ( بنگريد به شمارهء 20 ، 21 ) . دورهء ادريسيان به خاطر انتشار فرهنگ اسلامى در ميان قبايل تازه به اسلام گرويدهء بربر نيز دورهء بزرگى است . هرآينه ، در دورهء حكمرانى محمّد المنتصر ، قلمرو ادريسيان در نتيجهء تصميم وى به تقسيم كردن شهرهاى مختلف اين خاندان و دادن آنها به عنوان تيول به چند تن از برادران متعددش ، از جنبهء سياسى تجزيه شد . گفتنى است كه اقتدار در ادريسيان بر مراكش شالودهاش بر مناطق شهرى گذاشته شده بود نه حومه و روستاهاى اطراف . به اين طريق ادريسيان طعمهء حملات دشمنان بربر خود شدند ، اما در اوايل قرن